.:::: ام اس چت ::::.

مکانی برای بیماران ام اس www.mschat.zim.ir

.:::: ام اس چت ::::.

مکانی برای بیماران ام اس www.mschat.zim.ir

دلایلی برای حذف همیشگی نوشابه های گازدار!



نوشابه های گازدار از جمله پرمصرف ترین نوشیدنی ها در جهان هستند. اما این نوشیدنی های پرطرفدار چندان به سود سلامت انسان عمل نمی کنند.
    به گزارش «ریدرز دایجست»، به هر دلیلی که قصد داشته باشید مصرف نوشابه های گازدار را کاهش دهید یا آنها را از رژیم غذایی خود کنار بگذارید در مسیری درست حرکت خواهید کرد زیرا سلامت کلی خود را بهبود می بخشید.
    
    محرومیت از مواد مغذی ضروری
    افرادی که به جای نوشیدنی های سالمی مانند شیر کم چرب و آب میوه های طبیعی به مصرف نوشابه های گازدار تمایل دارند، احتمال کمتری دارد به میزان کافی مواد مغذی مانند ویتامین A، کلسیم و منیزیم دریافت کنند. افزون بر این، نوشابه های گازدار حاوی اسید فسفریک هستند که از بین رفتن کلسیم و منیزیم را موجب می شود. کلسیم و منیزیم به عملکرد بهینه سیستم ایمنی بدن کمک می‍کنند.
    
    افزایش احتمال ابتلا به دیابت
    نوشابه های گازدار حاوی شربت ذرت فروکتوز بالا و همچنین سطوح بالای رادیکال های آزاد هستند که با آسیب بافتی، ابتلا به دیابت، و عوارض دیابتی پیوند خورده‎اند.
    
    بطری های آسیب رسان
    بطری‎های پلاستیکی نوشابه های گازدار و آب حاوی ماده شیمیایی سمی به نام بیسفنول A (BPA) هستند که می توانند از بطری به نوشیدنی و در نهایت بدن انسان نفوذ کنند. شواهد روزافزون بیسفنول A را با بیماری های بیشمار از جمله افت عملکرد سیستم ایمنی بدن پیوند داده‎اند. کارشناسان سلامت توصیه می کنند که کودکان را در برابر محصولات حاوی بیسفنول A، به ویژه آن هایی که مصرف می شوند یا استفاده روزانه دارند، محافظت کنید.
    
    افزایش وزن
    مصرف نوشابه‎های گازدار رژیمی در واقع به افزایش وزن کمک می کنند! مطالعه ای که با حضور 1/550 نفر انجام شد، نشان داد افرادی که نوشابه رژیمی مصرف می کردند با خطر افزایش یافتن 41 درصدی ابتلا به اضافه وزن یا چاقی برای هر بطری نوشابه در روز مواجه بودند. مشخص شده است که هر مزه شیرین به سلول های بدن سیگنال ذخیره چربی و کربوهیدرات ها را ارسال می کند که باعث گرسنگی بیشتر فرد می شود. مزه های شیرین ترشح انسولین را نیز افزایش می دهند که توانایی بدن برای چربی سوزی را مختل می کند. تاکنون هیچ مطالعه منتشر شده ای ثابت نکرده است که نوشابه های رژیمی به کاهش وزن کمک می کنند.
    
    قند بیش از اندازه
    یک قوطی نوشابه گازدار حاوی 10 قاشق چایخوری شکر است که میزان قابل توجهی محسوب می‎شود. تغذیه بدن با این میزان قند که در حالت مایع قرار دارد، قند خون را به شدت افزایش می دهد و موجب یک واکنش انسولینی در بدن می شود. مصرف نوشابه گازدار به طور منظم می تواند در نهایت به افزایش وزن، بیماری دیابت، مقاومت به انسولین، و دیگر مشکلات سلامت منجر شود.
    
     اسید فسفریک زیاد
    اسید فسفریک توانایی بدن برای جذب کلسیم به طور طبیعی را مختل می کند. عدم دریافت کلسیم به میزان کافی می تواند به نرمی استخوان، پوکی استخوان و پوسیدگی دندان منجر شود. همچنین، اسید فسفریک میانه خوبی با اسید معده ندارد، جذب مواد مغذی را مسدود و گوارش را کند می کند.
    
    کم آبی بدن
    مصرف نوشابه های گازدار به دلیل محتوای بالای قند، سدیم، و کافئین موجود در آنها می تواند به کم آبی بدن منجر شود. بسیاری از مردم به همراه وعده های غذایی خود به جای آب، نوشابه های گازدار مصرف می کنند و تامین آب مورد نیاز روزانه بدن را فراموش می کنند.
    
    شیرین کننده های مصنوعی
    نوشابه های رژیمی حاوی آسپارتام هستند که جای شکر را پر می کند. این ماده می تواند برای بدن مضرتر از قند باشد. گزارش ها نشان داده اند که آسپارتام می تواند به شکل گیری تشنج، تومورهای مغزی، بیماری ام اس، دیابت، اختلالات عاطفی، و بسیاری مشکلات سلامت دیگر منجر شود.
    
    مواد بی ارزش
    نوشابه های گازدار فاقد هر گونه ارزش غذایی است. هیچ اثر مثبتی به استثنای مزه خوب از مصرف نوشابه های گازدار نصیب شما نخواهد شد.
    
    آسیب دندان ها
    هنگامی که به طور مرتب نوشابه گازدار می نوشید با تشکیل پلاک روی دندان های خود مواجه خواهید شد که می تواند پوسیدگی دندان و بیماری لثه را به همراه داشته باشد. همچنین، زمانی که باکتری های موجود در دهان با محتوای قند نوشابه تغذیه می شوند، اسید تولید می کنند. اسید می تواند به پوسیدگی دندان منجر شود.

تولید داخلی ۲۱ قلم داروی جدید


دبیر ستاد توسعه زیست فناوری معاونت علمی: تولید داخلی ۲۱ قلم داروی جدید


    دبیر ستاد توسعه زیست فناوری معاونت علمی گفت: از بهمن سال گذشته ۴۱ قلم کالا برای ارسال به ایران نیازمند مجوز ویژه از خزانه داری امریکا اعلام شد که از این میان تعداد ۲۱ قلم آن توسط شرکت های دانش بنیان زیست فناوری تولید شده است.به گزارش باشگاه خبرنگاران پویا، مصطفی قانعی درباره تولید داروهای حوزه زیست فناوری در کشور اظهار کرد: تولید داروهای پیشرفته در این حوزه، منجر به صرفه جویی ارزی سالانه بیش از 600 میلیون دلار شده است؛ این داروها اغلب برای درمان بیماری های صعب العلاج مانند سرطان، ام اس و... مصرف می شود.
    دبیر ستاد توسعه زیست فناوری معاونت علمی ریاست جمهوری افزود: از بهمن سال گذشته 41 قلم کالا برای ارسال به ایران نیازمند مجوز ویژه از خزانه داری امریکا است که از این میان تعداد 21 قلم آن با برنامه ریزی و حمایت قبلی معاونت علمی ریاست جمهوری و ستاد توسعه زیست فناوری، توسط شرکت های دانش بنیان زیست فناوری تولید شده است.
    وی ادامه داد: این داروها علاوه بر رفع نیاز داخل، آمادگی صادرات را هم دارند، تعداد شش قلم کالا، تجهیزاتی است که با حمایت از شرکت های دانش بنیان در سال های اخیر نمونه سازی آنها با موفقیت انجام شده و در سال های آتی تولید صنعتی آنها توسط شرکت های ایرانی انجام می شود.
    به گفته وی ، مابقی داروها یعنی تنها 14 مورد شامل تجهیزاتی است که در کشور تولید نمی شوند و ستاد توسعه زیست فناوری برنامه حمایتی خود را برای تولید داخلی آنها اعلام کرده است.

خستگی و «ام اس» مبتلایان خسته یا خستگان مبتلا؟!


«می شنوی؟» صدایم هیچ پژواکی ندارد.
دوباره فریاد می زنم؛ «خدایا!» هیچ آوایی شنیده نمی شود، از دل گرفته و سینه غم دارم. تارهای صوتی ام حرکتی نمی کنند و صدایی در خانه نمی پیچد و انعکاسی به گوش هایم نمی رسد. اشک هایم صورتم را خیس می کنند و دست هایم بی رمق دنبال دستمالی می گردند. سنگینی نفسی مانده در سینه ام بینی ام را می سوزاند. «خسته شدم».
همین را می دانم که از این نوع از «بودن» خسته ام؛ از بودن با «ام اس». از همراه داشتن یک برچسب و جور دیگر زندگی کردن
. این درد دیگر دوست و همراه من نیست. علت العلل همه دشواری هاست.
دلم عادی بودن را می خواهد. نعمتی به اسم «سلامتی» که خاطره داشتنش را به یاد نمی آورم. دست از سازش کشیده ام و اگر او همچنان به جنگ ادامه بدهد، من جنگ را به رسمیت خواهم شناخت و این نقطه، آغاز پیروزی آن خواهد بود.

دلم می لرزد از احتمال شکست و بالابردن پرچم سفید. به قول عاطفه؛ «بدن ما موذی است». اشک هایم بند نمی آیند. امید من کمتر از یک ماه دوام داشت و انگار قرار نیست از دست این درد و تزریق های مکرر رها شوم. پزشک آزمایش هایی برای تعیین تکلیف تجویز کرده است که حتی از اسم آنها و احتمال جواب منفی شان جرئت رفتن به آزمایشگاه و مرکزی را ندارم. می ترسم. می ترسم این بار هم مصلحت چیز دیگری باشد و خیر چیزی جز قطع درمان.

«بس آرزو که در دل من مرد/ چون عشق های خام جوانی/ اما امید همره من ماند/ با من نشست در پس زانو/ تنها گریستیم نهانی!». ترس سلول هایم را کرخت تر و نشانه های بیماری را قوی تر از همیشه کرده است و این روزها به بهانه بهار و خستگی بیشتر در رختخواب می مانم، اما باز هم خسته ام، خسته. همه بیماران مبتلا به «ام اس» نیاز به استراحت بیشتری از «سالم ها» دارند و از زود خسته شدن گلایه می کنند. بیشتر بیماران به بیش از هشت ساعت خواب رضایت نمی دهند و سعی می کنند کارهای روزمره را مثل دیگران انجام دهند و جالب است که بر اساس بررسی ها تفاوتی در کاهش خستگی بین چهار یا ١١ ساعت خواب وجود ندارد. خستگی برای مبتلایان به «ام اس» به دو نوع ذهنی و جسمی تقسیم می شود و خستگی ذهنی به دلیل استرس و افسردگی و خستگی جسمی به دلیل گرما تشدید می شود. به پارچه آرم دار روی تخت بیمارستان نگاه می کنم. صدایی در گوشم می پیچد؛ «مهم نیست. حداکثر کور می شوی!» تلخی مزاح او با هر حرفی از واژگانش در رگ هایم جاری می شود. چیزی مثل زهر انتهای گلویم حس می کنم. رنج خشم، غم، نفرت و حسرت هم زمان در من تقویت می شود. در ماهیچه هایم کرختی موج می زند. دراز می کشم و به قطره های سرُم نگاه می کنم. توان شمارش آنها را ندارم. چشم هایم را می بندم و از اطرافم دور می شوم.
«بیدار شو! یک روز جمعه صبحانه به ما بده!» صدایش، چندین برابر خسته ام می کند. پتو را روی سرم می کشم و سوزشی در دستم چشم هایم را باز می کند. خون در لوله سرُم بالا می رود و جاذبه را به بازی می گیرد. نگاه در اتاق می چرخانم. هیچ کس در اتاق نیست، جز جسم زنی روی تخت من.
    
منبع:  روزنامه شرق ، شماره 2861 ، نویسنده: مریم پیمان

به مناسبت یک عمر بودن «ام اس»؛ کیستی؟


درد در سمت راست پیشانی ام با هر تکان و حرکتی تشدید می شود. «کیستی که من/ این گونه به اعتماد/ نام خود را/ با تو می گویم ...» به دیوار بدون قاب نگاه می کنم. سال هاست که نامم را با نام او کنار هم تکرار کرده ام و کرده اند، از پزشکان گرفته تا دوستان و بستگان. بغضم را قورت می دهم. به صندلی خالی مقابلم نگاه می کنم. حتی نمی خواهم به چهره خیالی اش خیره شوم. حرفی برای گفتن با او ندارم. «کاش! هیچ وقت نبود». صندلی خالی است. امروز «ام اس» روبه روی من نشسته و من با او حرفی جز خشم و نفرت از بودنش ندارم. خسته شده ام از او و از همه خاطرات تلخ و شیرینش. چیزی جز خاطره وعده ها و وعیدها نمانده است؛ آرزوهای بر باد رفته. چه روزها و شب ها که دوستش می داشتم و در پناهش آرام خوابیده بودم و چه لحظه ها که از درد و زجر آن را تحمل نکرده ام. سال ها با هم گذرانده ایم، شوخی نیست، یک عمر دوست و دشمن بوده ایم، هم درد و همراه. برای خیلی ها «ام اس» یک روز جهانی است، چند همایش و برنامه رسانه ای؛ اما برای من هزاران خاطره و داستان از زندگی بیماران را دارد. به صندلی خیره می شوم. صورت «او» را می بینم و با خود خیال می کنم که اگر این درد بی درمان نبود، آخ! که اگر این درد بی درمان نبود. آه! که اگر این درد بی درمان نبود. «دردا و حسرتا!» که جهان زیبا می شد و من زیباتر. زندگی رنگین می شد و من رنگین تر. محال، ممکن می شد و رویا، واقعیت. چشم هایم را می بندم، تاب دیدن او را ندارم، او همیشه در درون من بوده است. خاطره نبودن «ام اس» فقط به روزهای شاد کودکی برمی گردد و بس. در همه افت و خیزهای روزگار تنها او من را رها نکرده و همیشه بوده و با همه خون دل هایی که از او خورده ام، وفادارترین دوست است. این روزها که گویی قصد رفتن دارد و رخت بربسته، هراس جای او را گرفته است؛ من از سلامتی ترسیده ام. به همین سادگی! زیستن بدون او را از یاد برده ام. قطره های اشک روی دستم می ریزند. کی گریسته ام؟! ترک عادت به رنج، از رنج دشوارتر است. «ام اس» باید بماند یا برود؟ آیا ماندگار است یا رفتنی؟ بعد از او به که و چه باید دل ببندم؟ زندگی بدون او چگونه ممکن خواهد شد؟ بدون پزشکان، بدون داروها و بدون توجه و هم دردی. «کیستی که من/ جز او/ نمی بینم و نمی یابم؟!». سردرگم شده ام. صدایی در ذهنم می پیچد: «هرگونه ادعا برای درمان این بیماری از طرق مختلف غیرواقعی و تقلبی است». پزشکی به مناسبت روز «ام اس» نمک می پاشد بر زخم تازه هر روز زندگی ام. دلم آرام می گیرد از سویی. «ام اس» رفتنی نیست. چشمانم را باز می بندم. درد در چشم چپم بیداد می کند. بینی ام می سوزد و اشک به چشمانم هجوم می آورد. درد چند برابر می شود. «کاش! هیچ وقت نبود». چشم از هم باز می کنم، چراغ ها را کمتر می کنم و در برابر او می نشینم. باید از اینجا برود، در این خانه جایی برای او نیست، دیگر طاقت بودنش را ندارم؛ «هر لحظه تعبیری می گردد از/ فردایی بی پایان/ با عبور از تاریکی های سپری شده...».
    
    

منبع:  روزنامه شرق ، شماره2873 ،  نویسنده: مریم پیمان