.:::: ام اس چت ::::.

مکانی برای بیماران ام اس www.mschat.zim.ir

.:::: ام اس چت ::::.

مکانی برای بیماران ام اس www.mschat.zim.ir

بدخوابی های ناشی از فشار عصبی


زنی 34 ساله و شاغل هستم. شرایط شغلم باعث می شود که اغلب در طول روز دچار استرس و فشارهای عصبی شوم. این مساله باعث شده که شب ها نتوانم خوب بخوابم و همیشه چند ساعت طول می کشد تا خوابم ببرد. در هنگام خواب نیز بارها بیدار می شوم. می خواستم بدانم برای داشتن خوابی راحت چه کاری باید انجام دهم؟
    کم خوابی شما می تواند ناشی از استرس و نگرانی های شدید یا فشارهای عصبی باشد، متاسفانه همه این موارد می توانند شما را در شروع خواب دچار مشکل کند، قطعه قطعه شدن خواب هم از دیگر عوارض استرس هایی است که در طول روز تجربه می کنید. هرچند حذف کردن استرس در جوامع امروزی کاری غیرممکن است، اما می توان با فراگیری مدیریت استرس بر مشکلات و عوارض آن غلبه کرد یا حتی میزان آن را کنترل کرد.
    استرس نقش موثری در ابتلای افراد به سرطان، ام اس و بیماری های مختلف دارد بنابراین باید آن را بسیار جدی گرفت.

     از دیگر اختلالاتی که به دلیل وجود استرس با آن مواجه می شویم، اختلال خواب است که می تواند حتی به نارسایی های قلبی و دردهای عضلانی نیز منجر شود. بهتر است اگر به ابتلابه این بیماری مشکوک هستید به یک روانپزشک مراجعه کنید تا از عوارض احتمالی آن جلوگیری شود.


نویسنده: دکتر جمال اعتمادی

کمک به انجمن ام اس ایران از طریق کارتخوان های پارسیان ممکن شد

در چارچوب همکاری سه جانبه میان شرکت تجارت الکترونیک پارسیان، انجمن ام اس ایران و صندوق قرض الحسنه بانک پارسیان، امکان جذب کمک های نقدی از طریق شبکه دستگاه های کارتخوان شرکت تجارت الکترونیک پارسیان فراهم شد.به گزارش روابط عمومی بانک پارسیان، تمامی افرادی که تمایل به واریز وجه به حساب این انجمن و حمایت مالی از آن را دارند می توانند با استفاده از شبکه گسترده دستگاه های کارتخوان این شرکت در سراسر کشور به راحتی واریز وجه به حساب قرض الحسنه پس انداز این انجمن را که متصل به شبکه کارتخوان های شرکت تجارت الکترونیک پارسیان است به انجام برسانند.
    
 منبع:  روزنامه رسالت، شماره 8598 به تاریخ 24/11/94

پدری که جان پسرش را گرفته بود، جان داد

میزان| پرونده قتل پسر جوانی که شهریورماه امسال به دست پدرش کشته شده بود با مرگ پدر (قاتل) بسته شد.

ماجرای پرونده از این قرار بود که در تاریخ سیزدهم شهریورماه امسال زن میانسالی با پلیس تماس گرفت و از مرگ پسر ٣٤ ساله اش بر اثر شلیک گلوله خبر داد.

ماموران در محل حادثه در خیابان سیمون بولیوار حاضر شدند و جسد غرق در خون مرد ٣٤ ساله ای را جلوی در ورودی ساختمان دیدند. با اعلام موضوع به بازپرس ویژه قتل، بلافاصله تیم جنایی در محل حاضر و به تحقیق در مورد علت مرگ مرد جوان پرداختند.


پزشک جنایی با معاینه جسد، علت مرگ مقتول به نام محسن را اصابت گلوله به چشم و تخریب مغز اعلام کرد. در ادامه تحقیقات پلیس پدر ٦١ ساله مقتول با اعتراف به قتل گفت: من از سال ٧٤ به بیماری ام اس مبتلاشدم و از آن زمان روی ویلچر هستم. پسرم محسن از ١٥ سال قبل به کراک و شیشه معتاد شد و هرکاری کردم تا او ترک کند، فایده ای نداشت. حتی او را ١٠ بار برای ترک اعتیاد در کمپ های مختلف بستری کردم. محسن بعد از ازدواج هم دست از این کارهایش برنداشت و همیشه با تهدید من و مادرش، پول موادش را از ما می گرفت. هر چه او را ارشاد کردم، فایده ای نداشت و او دست از کارهایش بر نمی داشت: به همین دلیل او را تهدید کردم که یک بار دیگر پا به خانه من بگذارد، او را به قتل می رسانم.     چند ماه قبل نیز در میان وسایل محسن، اسلحه کلتی را پیدا کردم و آن را برداشتم و ساعتی قبل وقتی پسرم به در خانه آمد و با ایجاد سر و صدا قصد ورود به خانه را داشت: سرانجام هم با فریب مادرش وارد خانه شد، چون او می خواست مرا بکشد، اسلحه را به سمتش گرفتم و او مدعی شد من جرات شلیک ندارم. وقتی محسن می خواست از پله های راهرو بالابیاید، یک تیر به سمتش شلیک کردم که به او اصابت کرد. من نمی خواستم پسرم را بکشم. با اظهارات مرد قاتل، او با دستور سعید احمد بیگی، بازپرس ویژه قتل بازداشت شد: اما به دلیل شرایط جسمی اش، دو روز بعد با قرار وثیقه آزاد شد.

این پرونده در مرحله تحقیقات به دلیل مرگ پدر (قاتل) برای همیشه بسته شد.

    
منبع : روزنامه اعتماد، شماره 3461 به تاریخ 19/11/94، صفحه حوادث

هیجان؛ عامل ایجاد و تشدید «ام اس»؟

چه کسی می داند من چه می گویم!

همه این روزها مدعی زندگی در سختی و زیان شده اند. پای صحبت هرکس بنشینی، تا ثابت نکند که از تو بدبخت تر است، ممکن نیست دست از سر کچلت بردارد.

باشد، قبول، شما بدبخت و من خوشبخت! اما انگار کسی یادش نیست در این روزهای خوشبختی چیزی را دارد که حتی تصور شکرش هم برایش خنده دار است؛ «سلامتی».

بهتر است بگویم «اطمینان از سلامتی».  یعنی آن چیزی که من در وجود خودم به آن اعتقاد هم داشته باشم، در آزمایش های پزشکی سندی برای اثباتش ندارم. همین اطمینان است که یک امکان را برای همه سالم های جهان فراهم می کند و من از آن محروم. امکان «تجربه هیجان»! البته این ظاهر قصه است.

   
 دکترها می گویند استرس های روحی و هیجانات در بروز ام اس تاثیر مستقیم دارد، اما آنها فقط می گویند. باید یک ام اسی باشی تا بدانی. «شنیدن کی بود مانند دیدن».
 هر بار که یک شرایط استرسی را چه به انتخاب خودت و چه به اجبار تجربه می کنی، کم شدن بینایی، شل شدن دست ها و ضعف در پاها به تو نهیب می زند که یادت باشد به خودت غَرِّه نشوی!
حواست باشد الان چه زمانی از سال و چه شرایطی از جسم در اختیارت است که این گونه در برابر هیجان واکنش داری. این روزهای خوبِ خنک بهاری به اسم زمستان که گاه آلودگی اش انسان را به زانو درمی آورد و گاه پاکی اش نشانه های بیماری را تقلیل می دهد، زمان خوبی است برای آنهایی که دوست دارند با وجود ام اس، هیجان را تجربه کنند.
پریدن از ارتفاع، ورزش های جذابی مثل اسکی، ماشین سواری و لایی کشیدن و هر تفریح هیجانی که دوست دارد، بسم الله! کمتر از یک ماه زمان داریم که تجربه شان کنیم، چون حال وهوای بهار که بیاید، خودم و خودتان می دانیم علائم به شکل گذرا تشدید می شوند.

     اما باور کنید همین وقت های سال هیجان هایی هست که دوست ندارید انتخابشان کنید، یا اصلاانتخابش دست شما نیست. پدرم بهمن ماه یکی از سال های گذشته فوت کرد. آن سال برف می بارید و از زمستان بهاری امسال، خیلی زمستانی تر بود. اما دما هم کمکی در جلوگیری از بروز و تشدید بیماری نکرد.
سال هایی که فشار و هیجانی را تجربه نکردم همیشه زمستان جالبی داشتم، چندین برابر همیشه کار کردم و لذت بردم. الان که به گذشته نگاه می کنم، می بینم دکترها بی ربط هم نمی گویند اگر استرس های روحی و هیجانات کمتری را تجربه کنیم، اوضاع بهتری خواهیم داشت. با خودمان صادق باشیم؛ ام اس در دستان ماست.

     افرادی هم که بیمار نیستند و فقط مستعد این بیماری هستند، در زمانی که دچار استرس و هیجان می شوند، علائم بیماری را تجربه می کنند.
بنابراین همه ما و نه فقط بیماران، باید تمرین کنیم با خواسته های درونی مان، مشکلات خواسته و ناخواسته زندگی روزمره و مسائل زندگی با آرامش و به طور منطقی برخورد کنیم. باید مسئله هایمان را حل کنیم تا در شرایط فشار کمتری قرار گیریم و از همه امکانات موجود برای این کار استفاده کنیم.
     استرس و هیجان روحی برای بیمار ام اس سم است، اما من نمی فهمم چرا دوست دارم خودم به آغوش هر کار استرس زا و هیجانی بروم.
    
منبع:  روزنامه شرق ، شماره 2513 به تاریخ 15/11/94، صفحه 16 ، نویسنده: مریم پیمان