.:::: ام اس چت ::::.

مکانی برای بیماران ام اس www.mschat.zim.ir

.:::: ام اس چت ::::.

مکانی برای بیماران ام اس www.mschat.zim.ir

نگاهی به دستاوردهای نوین در مورد «ام اس»

همواره امید داشته باشید
نگاهی به دستاوردهای نوین در مورد «ام اس»

یازدهمین کنگره «ام اس» در حالی برگزار شد که آمارها نشان می دهد میزان بروز این بیماری در ایران در حال افزایش است و در حال حاضر به عنوان مهم ترین عامل ناتوان کننده جوانان (بعد از تصادفات) و یک معضل درمانی به شمار می آید. این موضوع اهمیت توجه به این بیماری را در کشور ما می رساند.  

شاید یکی از دستاوردهای مهم در مطالعات انجام شده در باب ام اس، درک ضرورت و اهمیت توجه سیستماتیک به این بیماری است. در حالی که اکثر بیماران به دنبال درمان قطعی آن هستند و عدم وجود چنین درمانی یکی از دلایل بدنام شدن این بیماری در فرهنگ ماست، غالبا فراموش می شود با یک سری رویکردهای اصولی و آموزش های صحیح در مورد عوامل تاثیرگذار روی این بیماری، می توان از میزان خسارت هایی که این بیماری بر بیماران وارد می کند، کاست. اولین رویکرد اصولی که جنبه پیشگیرانه دارد، لزوم توجه ملی به کمبود ویتامین D است. کمبود ویتامین D یکی از عوامل ایجاد بیماری ام اس است و آمارها نشان می دهد این کمبود در بین ایرانیان بسیار شایع است. بسیار عالی است که در قالب برنامه های بهداشتی کشور، از کودکی نسبت به رفع این کمبود اقدام شود.  

دومین آن نیز که باز جنبه پیشگیرانه دارد، لزوم یک عزم ملی برای کاستن از مصرف سیگار است. سیگار در بسیاری از بیماری ها و سرطان ها دخیل است و نشان داده شده شانس ابتلابه ام اس را نیز می افزاید.  

مساله بعدی، لزوم آموزش مداوم بیماران در باب عواملی است که می تواند سبب تشدید بیماری شود.  

این عوامل سه اصل کلی دارد: اولین آن کاستن از میزان استرس است. اگر بیماران یاد بگیرند که استرس خود را مدیریت کنند، از شانس عود و پیشرفت بیماری کاسته می شود.  

دومین آن سیگار و دود آن به هرشکل، از جمله قلیان است. باید توجه داشت حتی در معرض این دود قرارگرفتن نیز می تواند زیانبار باشد.  

سومین اصل لزوم ورزش و فعالیت مداوم بدنی است. بیماران را باید ترغیب به انجام مداوم ورزش از جمله یوگا، پیاده روی و شنا کرد. موضوع بعدی که نیاز به آن به شکل روزافزونی احساس می شود، فرهنگ سازی درباره این بیماری است. به دلایلی، نوعی فوبیا و فرهنگ اشتباه درباره این بیماری شکل گرفته که خود بار روانی مضاعفی را بر این بیماران وارد می کند. در اینجا نقش انسان شناسان و جامعه شناسان برای زدودن این فرهنگ اشتباه، بسیار ضروری است. شاید آنچه در عبارات بالاگفته شد، جدید به نظر نیاید ولی بسیار مهم است و در صورت توجه به همین نکات به ظاهر ساده، می توان بهبودی چشمگیری در وضعیت این بیماران به وجود آورد.
    حال بهتر است به بررسی خبرهای جدید در مورد ام اس بپردازیم که از تحقیقات علمی حاصل شده اند. اولین آن داروهای خوراکی است. اهمیت این موضوع، در تغییر کیفیت زندگی بیماران است. طی سال های طولانی، تمام داروهای ام اس تزریقی بودند و این بیماران مجبور بودند مدت های طولانی به صورت مداوم، داروها را تزریق کنند. در سال 2010 اولین داروی خوراکی با نام «Gilenya» یا «فینگولیمود» وارد بازار شد و به صورت روزافزونی مورد استفاده قرار گرفت. سپس در سال 2013 دو داروی دیگر با نام های «Tecfidera» و «Aubagio» نیز مورد تایید و مصرف قرار گرفته است. این داروها برای نوعی از ام اس موسوم به ام اس عودکننده بهبودیابنده استفاده می شوند و دونوع دیگر بیماری، یعنی ثانویه پیش رونده و اولیه پیش رونده تا سال ها عملاسد نفوذناپذیر محققان به شمار می آمدند تا اینکه در حدود شش ماه قبل، مقاله ای به چاپ رسید و نشان داده شد که داروی «سیموستاتین» می تواند از پیشرفت آتروفی مغز در بیماران مبتلابه ام اس ثانویه پیش رونده بکاهد. شاید این موضوع را باید یک پیشرفت عمده در باب این نوع از بیماری ام اس محسوب کرد.
   

  دومین موضوع، دسته داروهایی است که به داروهای مونوکلونال آنتی بادی مشهور هستند. پرمصرف ترین داروی این دسته، «ناتالیزوماب» یا «تایسابری» است. این دارو که ماهانه تزریق می شود، شاید پرقدرت ترین داروی موجود برای بیماری ام اس محسوب شود. البته این خبر جدیدی محسوب نمی شود زیرا از سال 2006، این دارو در دسترس است و ما نیز در ایران برای بیمارانی که به مصرف این دارو نیاز دارند، آن را تجویز می کنیم. شاید خبر نسبتا جدیدتر در مورد داروی «آلمتوزوماب» باشد که آن نیز نوعی مونوکلونال آنتی بادی محسوب می شود و علاوه بر قدرت آن، میزان تجویز نیز فقط دوبار در سال است. اشکال عمده این دارو، در عوارض آن است زیرا می تواند بیماری های اتوایمیونی همچون تیروییدیت یا ITP را در درصد قابل توجهی از بیماران به وجود آورد. این دارو هنوز تاییدیه سازمان غذا و داروی آمریکا را به دست نیاورده است.
    در سال گذشته دوتحقیق مرتبط با ام اس سروصدای زیادی به پا کرد. در وهله اول باید بگویم این سروصداها اکثرا موضوعی را که در حد یک تئوری بوده و هنوز امتحانات خود را پس نداده است، به میزان زیاد و کاذبی بزرگنمایی می کند. متاسفانه رسانه ها هم به شدت به این موضوع دامن می زنند. این دوتحقیق که شرح آن خواهد آمد، از این موضوع مجزا نبوده و نباید تا به این حد آنها را بزرگنمایی کرد.
    در مقاله ای که در مجله بسیار معتبر «نیچر» به چاپ رسید، نوعی رویکرد جدید در باب ایمونوتراپی معرفی شد. در این رویکرد عنوان شد آنتی ژنی که طی نوعی واکسیناسیون در خون افراد مبتلاآزاد می شود، باید به صورت تدریجی آزاد شود و آرام آرام دوز آن افزایش یابد. آنچه در این مقاله عنوان شده است، صرفا یک پیشنهاد است و تا عملی شدن و اثبات مفیدبودن آن در انسان، راه درازی وجود دارد.
  

   تحقیق بعدی مربوط به میزان بروز ام اس در مبتلایان به ایدز است. در پی انتشار گزارشی از بیماری مبتلابه ایدز و ام اس که با شروع درمان ایدز، عملاعلایم ام اس در او از بین رفته بود، تحقیقی در ژورنال اپیدمیولوژی به چاپ رسید. در این تحقیق نشان داده شده که میزان بروز ام اس در مبتلایان به HIV به میزان معنی داری، کمتر است. این تحقیق نیز سروصدای زیادی به پا کرد، گرچه همان طور که نویسندگان در مقاله مزبور تاکید کرده اند، مشخص نیست این موضوع به دلیل تاثیر خود HIV است یا داروهایی که برای این بیماری مصرف می شود.
    اینها گوشه ای از تحقیقات جدید در باب ام اس است. باید توجه داشت ام اس فقط مشکل ایران نیست، بلکه تعداد مبتلایان به این بیماری در سراسر جهان در حال افزایش است و محققان زیادی در سرتاسر جهان در حال تحقیق روی این بیماری پیچیده هستند. پس همواره باید امید داشت؛ امید به یک زندگی خوب باوجود ابتلابه بیماری ام اس. من به عنوان پزشکی که ارتباط نزدیکی با این بیماران دارم، به این موضوع اعتقاد تام دارم.
    
    اختلالات شناختی در بیماران ام اس
     مطالعات نشان داده است در حدود 60درصد مبتلایان به ام اس از اختلالات شناختی رنج می برند. این اختلالات می توانند حوزه های مختلفی همچون توجه، حافظه و نیز سرعت پردازش اطلاعات را درگیر کنند. تا مدت ها توجهی به اختلالات شناختی در بیماران ام اس نمی شد و تمامی توجه ها به ناتوانایی فیزیکی این بیماران معطوف بود. این در حالی است که اختلالات شناختی می تواند کیفیت زندگی افراد را به شدت تحت تاثیر قرار دهد. یکی از مقولاتی که جدیدا به آن توجه شده، اختلال در قدرت تصمیم گیری است. قدرت تصمیم گیری عملاسبب می شود ما بتوانیم با جهان پیرامون تعامل مثبت و سازنده ای داشته باشیم. قدرت تصمیم گیری مربوط به لوب پیشانی یا فرونتال است؛ طی تکامل، رشد لوب پیشانی مهم ترین عامل افتراق دهنده انسان با سایر پستانداران است. نشان داده شده این قسمت از مغز نسبت به سایر منطق از رشد قابل توجهی برخوردار بوده است. پس ضایعاتی که سبب اختلال در این قسمت از مغز می شود، می تواند تاثیرات مهمی در زندگی روزانه فرد بگذارد. تا مدت ها این منطقه از مغز فاقد عملکرد خاص دانسته شده و اصطلاحا به چنین منطقه ای، منطقه خاموش اطلاق می شد. کشف اهمیت این قسمت از مغز، داستان غریبی دارد. «فینیاز گیج» یک مهندس راه بود که در قرن نوزدهم به دلیل یک انفجار، میله ای فلزی به صورت اریب وارد منطقه پیشانی مغز او می شود. او از این حادثه جان سالم به در برد، ولی در عین حال دچار اختلال در رفتار شد، قدرت تصمیم گیری را از دست داد و از آن پس قضاوت و کنترل مناسبی روی رفتارهایش نداشت. او پس از این حادثه نتوانست به شغل قبلی اش بازگردد و با نمایش زخمی که در سرش ایجاد و لوله ای که باعث آن شده بود، امرار معاش می کرد. وی در نهایت به دلیل تشنج های مداوم فوت کرد. ام اس نیز به دلیل درگیری ماده خاکستری مغز و نیز مناطق ارتباطی مستتر در ماده سفید، می تواند موجب اختلال در قدرت تصمیم گیری و قضاوت فرد شود. این اختلال به خصوص در نوع ثانویه پیش رونده شایع تر است. شناخت چنین اختلالی در بیماران ام اس هنوز در اول راه است و ما با تمام جنبه های آن آشنایی نداریم. هنوز روش درمانی اختصاصی این معضل در مبتلایان به ام اس یافت نشده است. گرچه به نظر می رسد بازتوانی ذهنی به خصوص روش هایی که برای بهبود قدرت تصمیم گیری در علم روانشناسی استفاده می شود، بتواند در حل این معضل نیز یاری کننده باشد.

منبع: شرق ، شماره 2147 تاریخ 4/8/93، صفحه 10(علم) نویسنده: عبدالرضا ناصرمقدسی*متخصص مغز و اعصاب عضو هیات علمی مرکز تحقیقات ام اس ایران

اپیدمیولوژی «ام اس» در خاورمیانه و شمال آفریقا

چندی پیش اولین کنگره «ام اس» مرتبط با خاورمیانه و شمال آفریقا در دوبی برگزار شد. با اینکه این اولین تجربه متخصصان منطقه در این باب بود، ولی گزارش هایی که در مورد شیوع ام اس و شرایط آن در کشورهای مختلف منطقه ارایه شد، بسیار جالب توجه بود. این گزارش ها همه دال بر آن بودند که شیوع ام اس در این کشورها هم مانند دیگر مناطق جهان، در حال افزایش است. همچنین همانند ایران و کانادا و ژاپن که اولین گزارش ها را در مورد افزایش نسبت ابتلای زن به مرد ارایه دادند، در کشورهای منطقه نیز این نسبت در حال افزایش است.  

یکی از جالب ترین گزارش ها مربوط به بحرین بود؛ در مبتلایان به ام اس بحرین، یک ژن منحصربه فرد پیدا کرده اند که در کشورهای دیگر گزارش نشده است؛ ژنی که احتمالاباید در ابتلابه این بیماری در کشور بحرین دخیل باشد. از سوی دیگر در گزارش دیگری مربوط به شمال آفریقا، گفته شد ام اس این مناطق شدیدتر است و بیماران مبتلا، احتمال ناتوانایی بیشتری را دارند. این موضوع بیانگر آن است که ممکن است ام اس در هرمنطقه ای (بسته به شرایط ژنتیکی و محیطی آن) مشخصات متفاوتی داشته باشد. چنین چیزی البته در مورد ایران گزارش نشده است، اما به دلایلی که خواهد آمد، این امکان وجود دارد که ام اس در ما ایرانیان نیز شرایط خاص خود را داشته باشد.  

مطالعات تاریخی این احتمال را مطرح می کنند که ما از نظر ژنتیکی باید استعداد مخصوصی برای ابتلابه این بیماری داشته باشیم. جالب است که اولین گزارش ام اس به پزشک بزرگ فرانسوی یعنی «شارکو» نسبت داده می شود، ولی مطالعه ای که در ژورنال بهداشت ایران به چاپ رسید، نشان می دهد «ابن سینا» برای اولین بار به یکی از علایم مهم ام اس یعنی «نوریت اپتیک» (التهاب عصب چشم)، اشاره و علت آن را تصلب عصب چشم ذکر کرده است.  

«المجوسی» نیز با درایت فراوان بین «پارستزی» (گزگزکردن اندام) و «نوریت اپتیک» ارتباطی دیده است. به نظر می رسد این گزارش ها نه تنها اولین اشاره ها به ام اس در تاریخ پزشکی باشند، بلکه نشان می دهند این بیماری از دیرباز در بین ایرانیان وجود داشته است. گزارش دیگری که آن هم در ژورنال بهداشت ایران به چاپ رسید و به نوعی تاییدکننده ادعای فوق است، بر اساس شیوع بالای ام اس در پارسیان هند است. پارسیان هند آن دسته از زرتشتیانی هستند که بیش از هزارسال پیش، از ایران به هند مهاجرت کرده اند.  

چندین مطالعه نشان داده شیوع ام اس در پارسیان هند نسبت به سایر هندی ها بسیار بالاتر است. در مطالعات مربوط به مهاجرت عنوان می شود اگر فردی قبل از 15سالگی، از منطقه با ریسک بالای ابتلابه منطقه ای با ریسک پایین مهاجرت کند، از نظر احتمال ابتلا، خصوصیات منطقه ای را پیدا می کند که به آن مهاجرت کرده است. ولی پارسیان هند باوجود گذشت بیش از هزارسال از مهاجرتشان هنوز خصوصیات منطقه هند را که شیوع ام اس در آن پایین است، پیدا نکرده اند. این موضوع احتمالابه دلیل استعداد بالای ژنتیکی ایرانیان در ابتلابه بیماری ام اس است. حال می توان شیوع روزافزون ام اس را در ایران اینگونه دید: ما ایرانیان از دیرباز استعداد ژنتیکی بالایی برای ابتلابه ام اس داشته ایم و حالابا تغییر شرایط محیطی، این استعداد ژنتیکی مجالی برای بروز یافته است؛ شرایط محیطی ای که آنها را نمی شناسیم و باید بسیار بیشتر در مورد آنها تحقیق کنیم. البته آنچه ذکر شد در حد یک نظریه است و باید با مطالعات بیشتر، درستی یا نادرستی آن مشخص شود. اما نشان می دهد درمان ام اس باید فردی شده و مبتنی بر ویژگی های فرد مبتلاانجام شود و احتمالامقولاتی همچون فرهنگ، جامعه و ژنتیک از مهم ترین عوامل این فردی کردن درمان خواهند بود.
     
منبع: شرق ، شماره 2147 به تاریخ 4/8/93، صفحه 10 (علم)

پیشرفت های دارویی در درمان «ام اس»

1 با توجه به قرارگرفتن ایران در مدار 32درجه شمالی عرض جغرافیایی، باید دارای شیوع متوسط جهانی بیماری ام اس (20نفر در صدهزارنفر) باشد، این در حالی است که شیوع این بیماری در کشور به حدود 50 تا صدنفر در صدهزارنفر رسیده است. طبق آمار رسمی، 40هزارنفر در ایران به ام اس مبتلاهستند، این در حالی است که طبق گزارش های رسیده از مراکز درمانی، تعداد مبتلایان به ام اس 60هزارنفر است.
    2 با توجه به پیشرفت هایی که در سال های اخیر صورت گرفته، امروزه شاهدیم داروهای خوراکی نیز در دسترس مبتلایان به ام اس قرار گرفته است. لازم به ذکر است اولین داروهای بیماران مبتلابه ام اس در 1993میلادی ساخته شد و هدف آن، پیشگیری از عود و پیشرفت بیماری بود. این داروها اینترفرون ها بودند که جنبه تزریقی داشتند. در سال2000میلادی دارویی به نام «متوسانتران» ساخته شد که نوعی داروی شیمی درمانی و در مبتلایان به ام اس که کنترل بیماری آنها دشوار است، کاربرد دارد. سال2006میلادی آمپول «تای سابری» به بازار آمد که خوشبختانه به تازگی نیز در ایران ارایه شده است. این دارو ویژه کسانی است که در سیر پیشرفت بیماری هستند یا به اینترفرون ها مقاوم شده اند. در 2010میلادی اولین قرص خوراکی به نام «فینگولیمود» (جی لینا) وارد بازار شد که در ایران نیز ساخته شده و حدود یک سال است بیماران مبتلابه ام اس از آن استفاده می کنند و بیش از هزاربیمار تحت پوشش این دارو هستند. از سال2013میلادی مصرف سه داروی دیگر توسط سازمان بهداشت جهانی مورد تایید قرار گرفته است این داروها «تکفیدرا» (BG12)، «فوماراد» (دی متیل فوماراد) و «تری فلونوماید» (آباجیا) هستند. «فوماراد» بسیار ایمن است و کمترین عارضه را دارد. خوشبختانه طی ماه های آینده این دارو توسط شرکت های داروسازی ایرانی تولید می شود. همچنین داروی «تری فلونوماید» احتمالاظرف ماه های آینده وارد کشور می شود.  

«آلن توزوماب» (لمترادا) تزریقی و عوارض آن بیشتر از داروهای دیگر است، اما برتری آن در نحوه مصرف آن قلمداد می شود چرا که فرد مبتلابه ام اس دوبار در سال این دارو را تزریق می کند. گفتنی است استفاده از داروهای تزریقی و خوراکی در مبتلایان به ام اس بر اساس روند سیر بیماری و تشخیص پزشک که نشات گرفته از شرایط بیمار و سیر بیماری است، تعیین می شود. داروی دیگری که مانند اینترفرون ها مورد قبول بوده و تاثیر خوبی بر بیماران دارد، «گلاتیرامراستات» است که در ایران نیز موجود بوده و در درمان های پیشگیرانه از روند پیشرفت ام اس جلوگیری می کند.
    3 در پایان ذکر این نکته ضروری است که نمی توان گفت بیماری ام اس به طور قطعی درمان می شود چراکه در سبب شناسی آن نیز نمی توان دلیلی قطعی برای ابتلابه آن عنوان کرد، اما با توجه به پیشرفتی که در زمینه تولیدات داروهای کندکننده سیر بیماری و عدم عود مجدد صورت گرفته است، می توان امیدوار بود بیماران به نتایج مثبتی در درمان خواهند رسید. (در شرایطی که بیمار از مصرف اینترفرون ها نتیجه خوبی به دست می آورد، بهتر است دارو تغییر پیدا نکند و در صورتی که فرد نسبت به اینترفرون ها مقاوم شده یا سیر بیماری وی پیشرفت بیشتری داشته است، با نظر پزشک می تواند از سایر داروها مانند داروهای خوراکی استفاده کند.)
         
منبع: شرق ، شماره 2147 تاریخ 4/8/93، صفحه 10 (علم)نویسنده: حمیدرضا ترابی*متخصص مغز و اعصاب عضو کمیته علمی انجمن ام اس ایران

رابطه معنی داری که قطعیت نیافته است

کمبود ویتامینD و افزایش درصد ابتلابه برخی بیماری ها

همراه با پیشرفت های روزافزون علمی و یافتن راه های جدید و متنوع جهت شناسایی مراحل مختلف واکنش های شیمیایی و بیوشیمیایی بدن، روزبه روز بر اهمیت و تاثیر بی چون وچرای ویتامین ها در تکمیل روند این واکنش ها و در نتیجه به تعداد دلایل وابستگی سلامت انسان به وجود آنها افزوده می شود. 

 این مهم، مرهون به نتیجه رسیدن بسیاری از تحقیقات تحت کنترل و مداخله گرانه صورت گرفته توسط مراکز تحقیقاتی دانشگاهی و پزشکی معتبر دنیا که از پنج الی50سال پیش روی جوامع آماری گوناگون آغاز شده و به مرور در حال انتشار نتایج خود هستند نیز است.  

بر همین اساس، امروزه برای هرویتامین، ماده معدنی یا آنتی اکسیدان خاص، وظایف چندگانه و متعددی در بدن کشف شده که در نظرگرفتن نیازهای محاسبه شده تغذیه ای روزانه برای تک تک آنها به ابتدایی ترین اصل تنظیم هربرنامه غذایی تبدیل شده است. از جمله این مواد حیاتی که قریب یکصدسال از پی بردن به وجود آن می گذرد، ویتامینD است؛ ویتامین محلول در چربی ای که در دوشکل D2 (ارگوکلسیفرول) و D3 (کوله کلسیفرول) قابل دریافت بوده و هردو پس از فعل وانفعالاتی در کبد به فرم قابل استفاده آن یعنی «یک آلفا 25هیدروکسی ویتامینD» (یا به اختصار D25) تبدیل می شوند. تنها ملاک ارزیابی دقیق وضعیت ویتامین D هر فرد نیز اندازه گیری همین ماده در خون وی است. همان طور که می دانید، راه اصلی دسترسی به این ویتامین، قرارگرفتن پوست در معرض نور مستقیم آفتاب به میزان تقریبی 15الی 20دقیقه در روز است. 

 اولین و مهم ترین وظیفه اثبات شده برای این ویتامین، تنظیم سطح کلسیم خون از طریق دخالت در میزان جذب آن است. بنابراین رشد و استحکام استخوان ها منوط به وجود کافی این ویتامین مخصوصا در سال های اول زندگی است. بنابراین بدون استثنا برای کودکانی که از شیر مادر تغذیه می کنند، باید قطره مکمل این ویتامین را در حد 400واحدIU در روز تجویز کرد چرا که شیر مادر تقریبا عاری از این ویتامین بوده و به طور طبیعی اکثر نوزادان نیز از دریافت نور کافی خورشید محروم هستند. هرچند برای سنین بالاتر به شخصه معتقدم چه برای این ویتامین و چه برای انواع و اقسام مواد مغذی و ریزمغذی دیگر باید به صورت انفرادی و اختصاصی عمل کرد و با توجه به شرایط خاص ژنتیکی، تراکم استخوانی، نوع تغذیه، منطقه جغرافیایی و شغل فرد از نقطه نظر میزان قرارگرفتن در معرض آفتاب، سابقه بیماری های کلیوی یا قلبی یا مصرف داروهای خاص، مقدار D25 خون و ده هافاکتور دیگر، میزان نیاز و در نتیجه مقدار مصرفی این ویتامین برای فرد باید به طور جداگانه محاسبه و توصیه شود؛ به خصوص برای ویتامین های محلول در چربی همچون ویتامینD که می توانند در بافت چربی ذخیره شوند و مصرف بیش از حد آن، باعث جذب بیش از حد کلسیم و ایجاد اختلالات کلیوی، قلبی و مسمومیت می شود. اما در مراجع و منابع گوناگون، مقدار200 الی400واحدIU به صورت روزانه برای هرفرد توصیه شده است. علاوه بر نور خورشید (که خطرات خاص خود را دارد)، مواد غذایی بسیار محدودی همچون روغن کبد ماهی، ماهی سالمون و مواد غذایی غنی شده با ویتامین D مانند شیر را نیز می توان منابع خوراکی آن دانست. منابع دیگری همچون تخم مرغ یا غلات به مقدار بسیار کم دارای این ویتامین هستند. به عنوان مثال باید 10تخم مرغ کامل میل کنید تا حدود 200واحد ویتامینD دریافت کنید!  

اما یک قاشق غذاخوری روغن کبد ماهی می تواند نیاز دو الی سه روزتان را برآورده کند. یا یک قطعه 150گرمی ماهی سالمون به راحتی نیاز دوروز را تامین می کند. اخیرا رابطه معنی داری بین سطوح پایین ویتامینD در خون با افزایش درصد ابتلابه بیماری های سیستم ایمنی بدن و انواع سرطان از جمله سرطان پستان و پروستات دیده شده است. این مساله در مورد بیماران مبتلابه ام اس و آلزایمر هم قابل مشاهده است. به عبارت دیگر مقدار D25 در خون افراد مبتلابه ام اس از افراد سالم پایین تر است

 حال تحقیقات دامنه داری جهت صحه گذاری بر این امر در حال اجراست که ببینند آیا کمبود ویتامینD می تواند در ایجاد ام اس دخیل باشد یا کاهش سطح سرمی آن نیز از عوارض ابتلابه ام اس است؟ بزرگ ترین و مهم ترین تحقیق نیز توسط موسسه تحقیقات ام اس استرالیا انجام می پذیرد و زمان اتمام آن در سال 2017 است. (www.msra.org. au/prevanz و http//clinicaltrial gov/show/nct01817166) با این وجود بسیاری از متخصصان در پروسه درمان این بیماری از مکمل های ویتامینD به اندازه دو الی چهارهزارواحد IU در روز استفاده می کنند که قطعا با توجه به کمبود ویتامینD در این افراد کاری مثبت است.
     
منبع: شرق ،ش 2147  تاریخ 4/8/93،صفحه 10(علم) نویسنده: حمید خواجه پور*کارشناس و تحلیلگر حوزه سلامت