.:::: ام اس چت ::::.

مکانی برای بیماران ام اس www.mschat.zim.ir

.:::: ام اس چت ::::.

مکانی برای بیماران ام اس www.mschat.zim.ir

طراحی چارچوبی برای مشارکت بخش خصوصی در درمان بیماری های صعب العل

  


    در این مقاله قصد دارم تا با تمرکز روی یک مثال مشخص یعنی فاینانس بهداشت و درمان به طرح این سوال بپردازم که نقش های محتمل متخصصان اقتصاد مالی (فاینانس) در مشارکت برای حل معضلات جهانی و بهبود رفاه اجتماعی چه می تواند باشد؟
    به یاد و خاطره محسن سالاری، دوست عزیزی که سرطان از ما جدایش کرد...
    بخشی از تیتر و نکاتی از محتوای مقاله از سخنرانی اندرو لو (Andrew Lo) استاد فاینانس MIT الهام گرفته شده است. هر چند خود او در سخنرانی اش وارد اکثر جزئیاتی که این جا بحث می کنیم نمی شود. موضعی که سعی می شود پیش برده شود این است که علم فاینانس در چارچوب رویکردی که در این مقاله مطرح می شود اصولا(یا حداقل صرفا) علم مربوط به شرط بندی روی بازارهای فارکس و سودبردن از قیمت گذاری نادرست یک دارایی در کسری از ثانیه و فعالیت هایی از این جنس نیست .    برعکس، از این عقیده دفاع خواهم کرد که اقتصاد مالی علم مطالعه یک کارکرد (Function) اساسی در جامعه است که توسط بازارها و نهادهای مالی انجام می شود و اصل آن توزیع ریسک ها و تخصیص منابع مالی به فعالیت هایی است که بیش ترین بهره وری را برای جامعه دارند. وظیفه متخصصان مالی هم تمرکز هرچه بیش تر روی ارتقا این کارکرد است. اگر از گزاره معروف معماران مدرنیست الهام بگیریم که «فرم از کارکرد تبعیت می کند» ، نظام مالی ایده آل هم باید در خدمت این کارکرد باشد و اگر در «فرم» فعلی مشکلی هست لزوما اصل کارکرد نباید زیر سوال برود.
    در مقدمه باید تصریح کنیم دلیل اینکه علم فاینانس باید به مکانیسم های معطوف به بهبود تخصیص منابع مالی فکر کند این است که در دنیای واقعی اصطکاک های (Frictions) مختلف باعث می شوند این منابع به صورت بهینه به فعالیت های مفید تخصیص پیدا نکنند و خروجی نظام اقتصادی از وضعیت بهینه فاصله داشته باشد. اصولاعلم فاینانس در شرایطی معنی پیدا می کند که برخی اصطکاک ها (برخی به لحاظ فنی گریزناپذیر و برخی تا حدی قابل اجتناب) در اقتصاد وجود داشته باشند. می دانیم که در دنیای تعادل عمومی Arrow-Debreu که در آن بازارها کامل هستند (قیمت های اتفاقات آینده مشخص است) و عامل ها امکان مبادله پایاپای را در هر یک از دوره های زمانی دارند و نیازی به نهادهای مالی نیست.
    به طور خلاصه سه اصطکاک یا ناکارآمدی کلیدی که باعث می شود نیاز به طراحی نهادها و ابزارهای مالی پیدا کنیم، عبارتند از:
    1) تفاوت در نقدشوندگی دارایی های مختلف و نیاز به نظام بانکی و تفاوت در بازده قراردادهای مختلف،
    2) مساله فقدان بازارها و ریسک های پوشش داده نشده؛
    3) مشکل عدم تقارن اطلاعاتی (کژگزینی و کژکارکردی ها) بین تامین کننده مالی و متقاضی منابع مالی؛
    بدون این اصطکاک ها نیاز چندانی به نظام مالی نداریم و کل محاسبات مالی به محاسبه ارزش فعلی یک جریان نقدی با نرخ بهره معلوم فروکاسته می شود که کل آن را می توان ظرف چند ساعت به هر کسی آموزش داد.
    با این مقدمه نظری، وارد سوال مشخص تری می شوم. سوال این است که در بحث درمان بیماری های خطرناک و به طور مشخص سرطان و HIV/AIDS علم فاینانس و نوآوری های مالی (Financial Innovation) چه کمک هایی می توانند بکند؟ بر اساس برداشت نویسنده از کلیت مساله، دو محور از موضوع برجسته شده است. البته تصریح می شود که ایده های مطرح شده در این مقاله کاملاابتدایی هستند و بیش تر جنبه حدس ها و مشاهداتی را دارند که ممکن است توجه علاقه مندان را به تلاش برای یافتن راه حل های ممکن معطوف کند.

ادامه مطلب ...

مغز خود را با خمیازه خنک کنید!



اگر چه خمیازه تا به امروز به عنوان نشانه یی از خستگی و ملالت محسوب می شد، به گفته دانشمندان ممکن است نشانه یی از داغ شدن سر هم باشد. پژوهش انجام شده توسط اندرو گالوپ، دستیار تحقیق فوق دکترای دپارتمان بوم شناسی و زیست شناسی تکاملی دانشگاه پرینستون برای نخستین بار از انسان ها برای نمایش تغییرات در بسامد خمیازه کشیدن مبنی بر فصل های مختلف استفاده کرده است. همچنین طبق این تحقیقات، افراد در زمانی که دمای محیط از دمای بدن بیشتر می شود، کمتر خمیازه می کشند. گالاپ به همراه محققان مرکز علوم حشرات دانشگاه آریزونا در مجله Frontiers in Evolutionary Neuroscience گزارش کرده اند که این اختلاف فصلی نشان دهنده این مطلب است که ممکن است خمیازه به عنوان شیوه یی برای تنظیم حرارت مغز کاربرد داشته باشد. این محققان در پژوهش خود به بررسی بسامد خمیازه 160 داوطلب در زمستان و تابستان ایالت آریزونا پرداختند. آنها دریافتند که این افراد در زمستان ها بیشتر خمیازه کشیده اند در حالی که در تابستان، با حرارت مساوی یا بیشتر محیط از دمای بدن، این مساله کاملاعکس بود. از این رو آنها نتیجه گرفتند که مغز در دماهای بالاتر چاره یی برای دفع گرما نداشته و بر مبنای نظریه تنظیم حرارت خمیازه، از آن برای خنک شدن با ورود هوا به مغز استفاده می کند. به نظر می رسد تاثیر خنک کننده خمیازه در پی افزایش جریان خون در مغز به وجود آمده که در اثر کشیده شدن آرواره و همچنین تبادل حرارتی مخالف با هوای محیط در اثر نفس عمیق ایجاد می شود. به ادعای این محققان، این نخستین پژوهشی است که به نمایش بسامد خمیازه در فصول مختلف پرداخته است. کاربرد این مطالعه نه تنها در دانش فیزیولوژیکی بلکه برای درک بهتر بیماری ها و شرایطی مانند ام اس و صرع بسیار جالب توجه است.

علی دایی و ام.اس

کودک بیماری که اشک علی دایی را درآورد سرمربی تیم فوتبال راه آهن به دیدار یک کودک بیمار در شهر رشت رفت. علی دایی که تیمش دیروز به مصاف داماش گیلان رفت، قبل از کنفرانس مطبوعاتی اش در هتل کادوس رشت با کودکی مبتلابه بیماری ms ملاقات داشت. مادر مبین به علی دایی گفت: او تمام دیشب را به شوق دیدنت نخوابیده است. به گزارش برنا، با این حرف مادر کودک بیمار، علی دایی چشمانش خیس از اشک شد. او لحظاتی کودک را در آغوش گرفت و حسابی با او گفت و خندید. دایی شماره تلفنش را در اختیار خانواده کودک بیمار قرار داد و گفت: هر وقت او دوست داشت، می تواند با من تماس بگیرد. وی همچنین با لبخند از کودک خواست تا برای بازی با داماش هوادار راه آهن باشد.

علایم را جدی بگیرید!

حدود دو میلیون نفر در جهان مبتلابه ام اس هستند، در ایران تنها در انجمن ام اس، بیش از ؟هزار بیمار مبتلابه ام اس عضویت دارند. آمار تخمینی مبتلایان به این بیماری در ایران به حدود 50 هزار نفر می رسد. شاید این آمار به نسبت جمعیت کشور چندان زیاد به نظر نرسد، اما مساله این است که این بیماری در چند سال اخیر بطور ناشناخته یی شایع شده است و ایران جزو کشورهایی است که شیوع بالایی از این بیماری را دارد. به نظر می رسد در کشور ما این بیماری بر عکس کشورهای دیگر، بیشتر طبقه تحصیلکرده را مبتلامی کند! آنچه می خوانید گفت وگویی است با خانواده یکی از مبتلایان به ام اس. شرح مختصری است از مشکلاتی که بیماران در این زمینه با آن دست و پنجه نرم می کنند و امیدهایی که با آن روز می گذرانند تا روی سلامت را ببینند. «در همه این سال های سخت، آرزو می کردم کاش هرگز این بیماری به خانواده مان رو نکرده بود و برادرم وخانواده اش همچنان سالم و سرحال در کنار هم زندگی می کردند. اما آنچه نباید اتفاق می افتاد، افتاد و همسر برادرم در 25 سالگی یک بیمار مبتلابه ام اس شد. هیچ کدام از ما فکر نمی کردیم حادثه یی بتواند او را از پای بیندازد. او را که دانشجوی فعال دانشگاه بود به بیماری زمینگیر تبدیل کند. حدس ابتلابه ام اس از آنجا شروع شد که «مریم» تعادلش را در راه رفتن از دست داد. چندبار زمین خورده بود. می گفت پاهایش ناگهان بی حس می شود و چشمانش کم سو شده اند. از آنجایی که سابقه بیماری خاصی نداشت سریعا به پزشک مراجعه کرد و پس از چکاپ و معاینات لازم متوجه شد که مبتلابه ام اس شده است. پس از اینکه پزشک مریم به صراحت عنوان کرد که بیماری بروز کرده، کم کم علائم واقعی شروع به بروز کردند. کرختی در پاها، عدم تعادل در راه رفتن بویژه در تاریکی، شب ادراری و ضعف شدید بینایی تا جایی که مجبور به استفاده از عینک شد. همه این علائم در طول این 7 سال شدت گرفت و فروکش نکرد. دستور مصرف دارو از همان زمان بروز نشانه ها توسط دکتر معالج داده شد و آمپول های «ربیف» جزو خرید های ماهانه خانواده برادرم شد. هر24 روز باید یک پک 12 تایی آن خریداری شود و به صورت یک روز در میان استفاده شود. تا ماه پیش به داروی ام اس یارانه تعلق می گرفت و با قیمت 170 هزار تومان به دست ما می رسید،اما از این ماه یارانه دولتی آن حذف شده و باید با قیمت آزاد 390 هزار تومان خریداری کنیم. درواقع باید بگویم قیمت اصلی دارو 900 هزار تومان است که 390 هزارتومان آن را بیمار پرداخت می کند، 50 هزار تومان هم توسط حواله یی که انجمن بیماری های خاص به بیمار می دهد پرداخت می شود و مابقی آن را بیمه می دهد. در مواقعی که دارو کمیاب می شود و در بازار سیاه به سختی پیدا می شود نرخ آن به یک میلیون و 200 هزار تومان هم می رسد که در این مواقع پیش آمده که برخی از بیماران داروها را با هم مشترکا استفاده کنند تا در آن دوره بی دارو نمانند. درباره عوارض ناشی از مصرف دارو باید بگویم عوارض پوستی از بدیهی ترین عوارض آن است که نسبت به داروی مشابه ایرانی قابل پذیرش تر است و بیمار راحت تر با آن کنار می آید. اما شرایط نگهداری آمپول ها در دمای پایین یخچال است و شیوه مصرف آن به شکل یک روز در میان است و این باعث می شود هر 24 روز یک بار مجددا خریداری شوند. بیمارانی که مشکل قلبی یا استخوانی دارند نمی توانند عملااز داروها استفاده کنند. درواقع اینترفرون بتایکA باعث می شود از حملات بیشتر گلبول های سفید خون به سلول های عصبی بدن جلوگیری کند. فراز و نشیب هایی که این بیماری به زندگی برادرم و همسرش داده آنها را با مشکلات زیادی روبه رو کرده است از آن جمله اینکه مریم نه تنها نمی تواند در هیچ کدام از کارهای خانه سهیم شود، بلکه کارهای شخصی اش را هم به سختی انجام می دهد. او پس از شروع بیماری تنها توانست درسش را تمام کند و از دانشگاه فارغ التحصیل شود اما هیچ وقت به آنجا نرسید که بتواند شغلی داشته باشد و درآمدی کسب کند. زمان شروع بیماری فرزندشان دو ساله بود. بروز بیماری باعث شد برادرم همه کارهای فرزندشان را به عهده بگیرد و مریم به درمان برسد. در واقع یک طرف زندگی مشترک نه تنها کمکی نمی کند، بلکه محتاج کمک هم هست و این همه چیز را سخت می کند. طرف دیگر هم باید کار کند و زندگی را بچرخاند و هم از همسر بیمار و کودکش مراقبت کند. نهایت کاری که مریم می تواند از عهده اش برآید این است که با تاکسی به داروخانه برود، بدون معطلی دارو بگیرد و به خانه بازگردد. و این امر با صف های عریض و طویل داروخانه 13 آبان منافات دارد. مریم حتی نمی تواند در صف بایستد! تحقیقات و پژوهش های علم پزشکی هنوز به آنجا نرسیده که عامل اصلی بیماری را کشف کنند. هنوز حرف از ژنتیک و عوامل محیطی چون استرس است که اینها خود باعث بروز بیماری می شوند نه ایجادش. اما آنچه در این بیماری بسیار حائز اهمیت است این است که بیمار و خانواده اش با دیدن علائم اولیه سریعا به پزشک مراجعه کنند تا در مراحل ابتدایی بتوان جلوی عودکردن بیماری را گرفت و در همان مراحل نگه داشت. علایمی چون ضعف بینایی، بی حسی اندام های حرکتی، اشکال در راه رفتن و حرکات ارادی، وزوز گوش و اختلالات شنوایی، تکرر ادرار، کاهش میل جنسی، اضطراب و افسردگی، درد در ماهیچه ها، عدم تمرکز در سخن گفتن و حتی مشکل در اجابت مزاج همه و همه در صورت مزمن شدن می توانند از علایم این بیماری مرموز و خطرناک باشند. علایمی که هرکدام از ما شاید به نوعی با آن مواجهیم و آنها را طبیعی می پنداریم در حالی که در ورای هرکدام از آنها ممکن است ام اسی نهفته باشد که تمام زندگی شما را تحت الشعاع خود درمی آورد.»