.:::: ام اس چت ::::.

مکانی برای بیماران ام اس www.mschat.zim.ir

.:::: ام اس چت ::::.

مکانی برای بیماران ام اس www.mschat.zim.ir

سنگ بنای درمان ام اس

استفاده از داروهای تعدیل کننده سیستم ایمنی بدن که نقش مهمی در تعدیل سیر بیماری ام اس دارد از سال 1378 مورد توجه قرار گرفته است.
    بسیاری از داروهایی که آن زمان در سطح دنیا برای بیماران مورد استفاده قرار می گرفت از سال ها پیش مجوز گرفته بود. ما از 15 سال پیش از داروهایی که مجوز گرفته بود در درمان بیماری ام اس استفاده کردیم. ربیف، اینترفرون و آوونکس از داروهایی بود که براساس مجوز وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی وارد کشور می شد. البته داروی دیگری به نام GA یا کوپکسون نیز وجود داشت که ورود آن به ایران تحریم بود. در آن سال ها ما همه داروهایی را که برای کنترل بیماری ام اس در دنیا وجود داشت در اختیار داشتیم، اما با توجه به افزایش تقاضا، تحریم ها و تعداد بیمارانی که به این داروها نیاز داشتند گروهی از محققانی که در زمینه بیوتکنولوژی کار می کردند تصمیم گرفتند این دارو ها را که بیشتر آنها مبتنی بر زیست فناوری بود در کشور تولید کنند. به این ترتیب، نخستین داروهای تعدیل کننده بیماری ام اس بر پایه زیست فناوری تولید شد. این دارو که همان اینترفرون بود هنوز هم سنگ بنای درمان ام اس است. از سال 1385 داروهایی نظیر سینووکس که مشابه آوونکس بود در ایران وارد مرحله آزمایشات بالینی شد. این داروها که مشابه داروهای اصلی بود با عنوان Biosimilar عرضه می شد، اما همیشه این نگرانی از سوی پزشکان مطرح می شد که داروهای مشابه کیفیت خوبی داشته باشد و از نظر عوارض جانبی از داروهای اصلی بدتر نباشد. با افزایش و جدی تر شدن تحریم ها و مشکلات کشور در زمینه تامین داروی موردنیاز و افزایش تعداد بیماران، شرکت های داروسازی تصمیم گرفتند داروهای مشابه دیگری را در کشور تولید کنند. اکتوریف، اکتوفرون و اکتورکس نیز از دیگر داروهای تعدیل کننده بیماری ام اس هستند که در سال های بعد در کشور تولید شد. فینگولی مود از دیگر داروهای تولید شده برای کنترل بیماری ام اس عودکننده است. این دارو با عنوان فینگولید در ایران تولید می شود. ما اغلب داروهای ام اس را در ایران داریم، اما نمونه مشابه بعضی داروهایی که در سال های اخیر در سطح دنیا تولید شده هنوز در ایران ساخته نشده است و امیدواریم در این زمینه هم به موفقیت هایی دست یابیم.
    خوشبختانه در زمینه استفاده از داروهای تائید شده و تولید داروهای مشابه که در درمان ام اس کاربرد دارد در مقایسه با بسیاری از کشورها جایگاه خوبی داریم. بیمه ها از ابتدا همکاری خوبی داشته اند. داروهایی که در ایران تولید می شود از داروهای مشابه خارجی کم ندارد. بسیاری از این داروها صادر می شود و بعضی کشورها از داروهای ایرانی استفاده می کنند.
    استفاده از سلول های بنیادی در درمان ام اس موضوعی است که در کشور ما مورد توجه قرار گرفته و در مرحله تحقیقاتی است. ما در این زمینه در کشور پتانسیل خوبی داریم و امیدواریم بتوانیم در آینده ای نزدیک در زمینه درمان بیماری ام اس با استفاده از سلول های بنیادی به موفقیت ها و دستاوردهایی دست پیدا کنیم و به کمک بیمارانی برویم که با این بیماری پیش رونده دست و پنجه نرم می کنند.
     
منبع: جام جم، شماره 4060 به تاریخ 10/6/93، صفحه 10 (پرونده)، نویسنده: دکتر سیدمسعود نبوی 

این علائم از وجود بیماری ام اس خبر میدهد

این علائم از وجود بیماری ام اس خبر میدهد

شایع ترین علایم اولیه بیماری MS مشکلات بینایی هستند از نظر بالینی به نام اختلال عصب بینایی است التهاب عصب بینایی باعث مختل شدن مرکز بینایی شخص است. این می تواند سبب تاری دید در یک یا هر دو چشم، دو بینی یا از دست دادن کنتراست و رنگ های روشن شود.

مولتیپل اسکلروزیس(MS) یک بیماری با علائم غیر قابل پیش بینی است که می تواند در شدت متفاوت است. در حالی که برخی از مردم تنها خستگی و بی حسی دارند موارد شدید می تواند سبب فلج، از دست دادن بینایی و کاهش عملکرد مغز شود. MS حدود 2.5میلیون نفر را در سراسر جهان تحت تاثیر قرار داده و زنان را دوبرابر بیشتر از مردان گرفتار میکند و سابقه خانوادگی یک عامل خطرعمده است(انجمنMSملی،2012)

مولتیپل اسکلروزیس چیست؟
اسکلروز چندگانه یک اختلال پیشرونده خود ایمنی که در آن پوشش های محافظ سلول های عصبی آسیب دیده است و باعث کاهش عملکرد در مغز و ستون فقرات است.علیرغم این که بیماری ام اس در سال 1868 کشف شده است ولی علت MS تا حد زیادی به صورت رمز و راز باقی مانده است. محققان می دانند آسیب عصبی است که دراثر التهاب ایجاد می شود اما علت التهاب هنوز ناشناخته است.


علائم زود هنگام بیماری ام اس
MS و مشکلات چشم - شایع ترین علایم اولیه بیماری MS مشکلات بینایی هستند از نظر بالینی به نام اختلال عصب بینایی است التهاب عصب بینایی باعث مختل شدن مرکز بینایی شخص است. این می تواند سبب تاری دید در یک یا هر دو چشم، دو بینی یا از دست دادن کنتراست و رنگ های روشن می شود.

سوزن سوزن شدن و بی حسی
از آنجا که MS تحت تاثیر اعصاب مغز و ستون فقرات (مرکز پیام بدن) قرار دارد می تواند سیگنال های متضاد در اطراف بدن ارسال کند. گاهی اوقات، هیچ سیگنال فرستاده نمی شود که منجر به شایع ترین علامت، بی حسی می شود. بی حسی بیشتر شامل صورت، بازوها، پاها و انگشتان می شود. احساس سوزن سوزن شدن و بی حسی شایع ترین علائم هشدار دهنده MS می باشد.

درد و اسپاسم عضلانی
درد مزمن و اسپاسم عضلانی غیر ارادی نیز با مولتیپل اسکلروزیس می باشد. در یک مطالعه، در جامعه ملی مولتیپل اسکلروزیس، نشان داد که نیمی از بیماران MS دارای درد مزمن هستند.سفتی یا گرفتگی (اسپاسم) نیز شایع است و شامل احساس سفتی عضلات یا مفاصل و غیر قابل کنترل، حرکات تند و سریع و دردناک اندامد که اغلب پاها را تحت تاثیر قرار می دهد اما کمر درد نیز رایج است.

خستگی و ضعف
در مراحل اولیه MS خستگی و ضعف غیر قابل توضیح 80 درصد از مردم را تحت تاثیر قرار می دهد (MS انجمن ملی 2012) خستگی مزمن وقتی که اعصاب ستون فقرات بدتر شود رخ می دهد. معمولا خستگی به طور ناگهانی ظاهر می شود و برای هفته ها قبل از بهبود طول می کشد. در ابتدا ضعف قابل توجه در پاها وجود دارد.

مشکلات تعادل و سرگیجه
سرگیجه و مشکلات در هماهنگی و تعادل در میان شایعترین مشکلات حرکتی برای افراد مبتلا بهMS می باشد. این بیماری مانع از حرکت می شود چرا که مردم اغلب احساس سرگیجه دارند درسرگیجه محیط اطراف فرد میچرخند این اتفاق فرد با ایستادن فرد می افتد.

مثانه، روده و اختلال عملکرد جنسی
مثانه ناکارآمد علامت دیگری است که تا 80 درصد در افراد مبتلا به MS رخ داده است (MS انجمن ملی، 2012). این می تواند شامل تکرر ادرار، غرایز قوی برای ادرار کردن، یا عدم توانایی در نگه داشتن ادرار، در طول روز یا شب باشد. خوشبختانه، نشانه های مربوط به ادرار قابل کنترل هستند. بندرت افراد مبتلا به MS نیز یبوست، اسهال و یا از دست دادن کنترل روده را تجربه کنند. برای افراد با MS به دلیل حملات سیستم اعصاب مرکزی که سبب آغاز MS می شود. در تحریک جنسی نیز می تواند سبب مشکل شود. اختلال نعوذ در مردان و کاهش میل جنسی نسبت به گذشته در هر دو جنس وجود دارد.

ام اس,علائم ام اس,بیماری ام اس,نشانه های ام اس,مشکلات ام اس,مقابله با بیماری ام اس

مشکلات شناختی
حدود نیمی از افراد مبتلا به MS نوعی مانعی برای رشد عملکرد شناختی خود دارند. این می تواند شامل: مشکلات حافظه، توجه پایین، مشکلات زبان و همراه با آن مشکلات روانی، افسردگی و سایر مشکلات هیجانی رایج است.

اختلالات خلقی
افسردگی اساسی با توجه به برخی از مطالعات در افراد مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس شایع است. همراه با افسردگی، استرس های MS نیز می تواند تحریک پذیری، نوسانات خلقی و حالتی که pseudobulbar نامیده می شود و شامل حملات گریه غیرقابل کنترل و خنده می باشد. علایم دیگراشخاص با ام اس علائم یکسانی ندارند و در هر حمله با علائم متفاوت مانند(از دست دادن شنوایی، تشنج، لرزش غیر قابل کنترل، مشکلات تنفسی، لکنت زبان، مشکل در بلع) ظاهر می شود.

پیشرفت و شدت بیماری ام اساسکلروز متعدد برای جامعه پزشکی به دلیل تغییرپذیری در شدت و بروز علائم، اغلب گیج کننده است. حمله می تواند چند هفته طول کشیده و سپس ناپدید شود. با این حال، عود بیماری می تواند به تدریج بدتر و غیر قابل پیش بینی و می تواند نشانه های مختلف داشته باشد.تشخیص زود هنگام بیماری ممکن است از پیشرفت سریع MS پیشگیری کند.

آیا MS ارثی است؟
MS لزوما ارثی نیست. با این حال، در صورتی که دارای یک خویشاوند نزدیک دارای MS هستید شانس بیشتری برای ابتلا به این بیماری دارید عموم مردم تنها یک دهم درصد شانس ابتلا به MS دارند اما کلینیک مایو گزارش می دهد اگر شما یک خواهر و برادر یا پدر و مادر دارای MS دارید یک تا سه درصد شانس ابتلا به MS داریدوراثت تنها فاکتور برای تعیین MS نیست. در دو قلوهای مشابه در صورتی که یکی از دوقلوها به این بیماری مبتلا باشد فقط 30٪ شانس ابتلا به MS در قل دیگر وجود دارد ژنتیک قطعاً یک عامل خطر است اما تنها عامل نیست.

تشخیص ام اس
یک معاینه عصبی، که برای تعیین کاهش عملکرد عصب انجام می شود. معاینه چشم، یک معاینه ازدرون چشم انجام می وشدگرفتن مایع نخاع، که در آن یک نمونه از مایع نخاع با یک سوزن بلند برای تست گرفته می شود.

مادرانه : لطفا قبل از هرگونه تشخیص و یا فکری درمورد خودتان، به پزشک مراجعه کنید.

           منبع : مادرانه

بایدها و نبایدهای فیزیوتراپی

تشخیص صحیح بیماری​، زمان مناسب و مراقبت​های حین و بعد از فیزیوتراپی در​نتیجه درمان بسیار موثر است

گاهی پزشکان برای بیماران خود، درمان از طریق فیزیوتراپی را توصیه می کنند که یکی از روش های توانبخشی است و با هدف کاهش درد و بهبود عملکرد بیماران در زندگی روزمره و فعالیت های شغلی صورت می گیرد.
    در چنین شرایطی، پزشک معالج بیمار را معاینه کرده و بر اساس نوع مشکل وی روش درمانی و دستگاه های مورد نیاز و تعداد جلسات درمانی را مشخص می کند و او را به فیزیوتراپی ارجاع می دهد. بیشترین کاربرد فیزیوتراپی در اختلالات ستون فقرات، بویژه دیسک های گردن و کمر، اسپاسم عضلات اطراف ستون مهره و بیماری های مفاصل مانند ام.اس، آرتروز و رماتیسم است.
    دکتر فاطمه دهقانی زاده، متخصص طب فیزیکی و توانبخشی در گفت و گو با جام جم می گوید: معمولافیزیوتراپی به منظور کاهش درد، افزایش دامنه حرکت مفصلی، تقویت عضلات و بهبود تعادل انجام می شود. فیزیوتراپی در بیماری های اعصاب مرکزی و محیطی از جمله ام.اس، فلج مغزی، سکته مغزی و... . کاربرد خاص خود را دارد. در این موارد، عضلات دچار ضعف یا سفتی می شوند و به تقویت یا شل شدن یا ایجاد هماهنگی نیاز دارند. البته علاوه بر سیستم عصبی حرکتی بدن برای برخی ارگان های داخلی مثل قلب و ریه نیز فیزیوتراپی در مواردی لازم است. مثلادر بیماری های ریوی تمریناتی که فیزیوتراپیست آموزش می دهد، می تواند سبب اصلاح الگوی تنفسی، تخلیه ترشحات از ریه و مجاری تنفسی شود.
    
    نتیجه بگیریم و به خانه برویم
    حال سوال این است چه عواملی در نتیجه درمان فیزیوتراپی تاثیرگذار است؟ دکتر دهقانی زاده پاسخ می دهد: یکی از عوامل موثر بر نتیجه درمان فیزیوتراپی، نوع آسیب و شدت آن است. زیرا میزان تاثیر فیزیوتراپی در بیماری ها و مراحل مختلف آن متفاوت است و همین طور نمی توان برای همه یک نوع فیزیوتراپی انجام داد. تجویز فیزیوتراپی باید از سوی متخصص طب فیزیکی و توانبخشی، ارتوپدی یا جراح ستون فقرات صورت گیرد.
    گاهی بیماران به طور خودسرانه فیزیوتراپی می کنند یا فیزیوتراپیست ممکن است براساس دستور پزشک عمل نکرده و از برخی دستگاه ها و حرکات کمتر یا بیشتر از حد لازم استفاده کند.
    دکتر دهقانی زاده درباره این موارد می گوید: در فیزیوتراپی خودسرانه، فرد نتیجه مطلوب را نمی گیرد یا حتی دچار ضایعاتی می شود که روند معالجه را دشوارتر می کند. بنابراین تشخیص صحیح بیماری، زمان مناسب فیزیوتراپی، نوع و شدت کافی برای بیمار، تعداد جلسات درمانی و فواصل آن، مراقبت های حین و بعد از فیزیوتراپی در نتیجه درمان بسیار موثر است. از نکات مهم دیگر، پرهیز از فعالیت هایی است که به آسیب مجدد عضو منجر می شود. رعایت شرایط انجام فعالیت های روزمره برای کاهش فشار به عضو مبتلاو انجام تمرینات درمانی از سوی خود بیمار در منزل هم به پاسخ درمانی بهتر کمک می کند.
    به گفته دکتر دهقانی زاده، ممکن است در چند جلسه اول فیزیوتراپی، درد بیمار کمی افزایش یابد که معمولاموقتی است و برطرف می شود. وی ادامه می دهد: همیشه باید ارتباط تنگاتنگی بین بیمار، پزشک و فیزیوتراپیست وجود داشته باشد و هرگونه تغییری در علائم به پزشک گزارش شود. ممکن است در مراحل مختلف به تغییر درمان یا استفاده از روش مکمل دیگری نیاز باشد. در واقع درمان های مکمل از سوی پزشک متخصص طب فیزیکی و توانبخشی انجام می شودکه می تواند شامل مانیپولاسیون(جا اندازی و درمان دستی)، تزریقات اطراف و داخل مفصلی، طب سوزنی، استفاده از ارتوز و پروتزهای طبی و... . باشد.
    این استاد دانشگاه تاکید می کند: وقتی افراد در مراحل بازتوانی هستند باید از انجام هر گونه حرکتی که به درد شدید منجر می شود، پرهیز کنند زیرا نشانه فشار بیش از حد به عضو آسیب دیده است، البته درد خفیف در حین حرکت درمانی طبیعی است و مشکلی ایجاد نمی کند، اما اگر درد شدید باشد باید دوباره با پزشک مشورت کنند.
    
    بیماری های روماتیسمی
    دکتر دهقانی زاده در پاسخ به این پرسش که نقش فیزیوتراپی در بهبود بیماری رماتیسم چیست، می گوید: بیماری های رماتیسمی شامل بیماری های مفاصل و بافت نرم هستند. در این افراد هدف از توانبخشی، بهتر شدن حرکت مفصل، کم شدن تورم، افزایش قدرت و استقامت عضلات و جلوگیری از تغییر شکل مفصل است. کلید اصلی کاهش درد در این افراد، کم کردن فشار به مفصل است. اکثر افراد فقط وقتی مفاصل دچار التهاب و درد هستند به آنها فشار کمتری وارد می کنند، در حالی که باید همیشه از روش های حفظ مفصل استفاده کنند. مثلادر مورد دست، محکم گرفتن اشیا هنگام انجام اعمالی مانند نوشتن، بافتنی، استفاده از پیچ گوشتی و... باعث فشار زیادی به بند انگشتان می شود.
    
    فیزیوتراپی استخوان های پوک
    به گفته دکتر دهقانی زاده، درمان پوکی استخوان معمولانیاز به دستگاه های فیزیوتراپی ندارد، ولی در عوارض آن مثل کیفوز (قوز پشت) شکستگی مهره و لگن و... برای کاهش درد یا راه اندازی مجدد بیمار فیزیوتراپی لازم است. البته درپیشگیری و درمان پوکی استخوان، ورزش یکی از اقدامات مهم محسوب می شود. ورزش هایی مانند دو، تنیس، طناب زدن، وزنه برداری، پیاده روی و اغلب ورزش های هوازی محرک استخوان سازی هستند، اما ورزشی مانند شنا روی توده استخوانی تاثیر چندانی ندارد، گرچه می تواند بر قدرت عضله و سطح درد موثر باشد.
    
    فیزیوتراپی و سالمندان
    دکتر دهقانی زاده درباره نقش فیزیوتراپی در سالمندان می گوید: بیماری های سیستم اسکلتی عضلانی در سالمندان بیشتر دیده می شود. در سالمندی ممکن است بیماری های ستون فقرات، شکستگی لگن، آرتروز، سکته های مغزی، بیماری پارکینسون و انواع شرایط ناتوان کننده، فرد را درگیر کند. بر این اساس، ضرورت دارد در سالمندان حداکثر تلاش خود را به کار گیریم تا با کمک و همکاری خانواده و ایجاد انگیزه در فرد سالمند، استقلال حرکتی وی حفظ شود. بی حرکتی به پوکی استخوان، تحلیل عضلات، خشک شدن مفاصل و ناتوانی بیشتر فرد منجر می شود. بنابراین هر گونه عامل محدودکننده حرکت از قبیل درد، نداشتن تعادل، سرگیجه، ناراحتی قلبی و... باید زودتر درمان شود تا باعث کم حرکتی و عوارض بعدی آن نشود. نکته حائز اهمیت این که حتی با یک روز بی حرکتی تحلیل عضله شروع می شود و هر روز در بستر ماندن، یک تا 5 درصد از قدرت عضله را کاهش می دهد. وی تاکید کرد: ایجاد انگیزه در فرد سالمند برای حفظ حرکت و استقلال فردی در انجام فعالیت های روزمره، اهمیت بسیاری دارد. فیزیوتراپی نقش زیادی در سلامت سالمندان دارد و البته همکاران کار درمان نیز می توانند در راه اندازی مجدد بیماران سالمند و توانبخشی حرکتی آنان نقش موثری ایفا کنند.
    
    کودکان در فیزیوتراپی
    دکتر دهقانی زاده با اشاره به این که در اطفال، فیزیوتراپی کاربردهای متفاوتی دارد، می گوید: فیزیوتراپی در مورد کودکان معمولابرای افزایش کارکرد عضلات یا رباط هایی که دچار آسیب شده اند یا جراحی روی آنها انجام شده به کار می رود.​ وی ادامه می دهد: معمولااطفالی که دچار فلج مغزی و معلولیت های حرکتی هستند، نیاز به فیزیوتراپی دارند. این کودکان ممکن است مهارت های حرکتی لازم برای سینه خیز رفتن، راه رفتن، نگهداری اشیا، نوشتن و غذاخوردن را به اندازه کافی کسب نکرده باشند. بر این اساس، فیزیوتراپی در کودکان بیشتر به منظور اصلاحات حرکتی صورت می گیرد. البته به منظور کاهش درد نیز پزشک در موارد خاصی فیزیوتراپی تجویز می کند، اما ممکن است، استفاده از بعضی دستگاه های فیزیوتراپی در کودکان به علت آسیب به صفحه رشد مضر باشد.
     
منبع: روزنامه جام جم، ش 4054 تاریخ 3/6/93، ص16 (سلامت)، نویسنده: هانیه ورشوچی

حلقه وصل طب سنتی با طب نوین

کودکی دبستانی بودم که در سفری به همدان به مزار «حجت الحق شرف الملک ابوعلی سینا» رفتم. متاسفانه از آن زمان به بعد فرصت دوباره ای پیش نیامد که از این شهر و از این مزار دیدار مجددی داشته باشم، ولی در طول تمام این سال ها که دانشجوی پزشکی بودم و بعد از آن به طبابت پرداختم، یاد و خاطره آن سفر همواره با من بوده است. البته دیدی که از «ابن سینا» داشتم بارها و بارها ارتقا یافته و اگر تا مدت ها این استاد اعظم در نظر من یک نابغه و یک پزشک توانا بود، اکنون که بسیار بیشتر با آثار وی به خصوص کتاب «قانون» آشنا شده ام، «ابن سینا» نقش مرجعی را یافته است که به دلایل بسیاری باید به او رجعتی بنیادی داشته باشیم.
    کسی همچون من که در نظام پزشکی نوین رشد کرده، چارچوب فکری مشخصی دارد. پارادایم حاکم بر پزشکی آنقدر محکم و مستدل است که عملاراه را بر هرگونه تفکر دیگری می بندد. من نیز به عنوان یکی از دست پرورده های چنین مکتبی تا همین چندی پیش این گونه فکر می کردم. تحقیقی در مورد عادات بیماران مرا با حقایقی آشنا کرد که نشان می داد ما پزشکان چقدر در ارتباط با بیماران به مهم ترین خواست های آنان بی توجه هستیم.
    من در این تحقیق به دنبال آن بودم که بدانم چرا بسیاری از بیماران از روش هایی به غیر از طب نوین (همانند طب های سنتی یا طب های مکمل) استفاده می کنند. جواب هایی که برای این رفتار بیماران ذکر شده بود، بسیار جالب بود: مثلااینکه طب نوین به خصوص در درمان بیماری های مزمن ناتوان است یا بیماران می خواهند در روند درمانشان دخیل باشند ولی طب نوین که بر اساس حاکمیت مطلق آموزه های پزشکی شکل گرفته، چنین اجازه ای را نمی دهد. اما مهم ترین موضوع این بود که طب های سنتی و مکمل، از مبانی ای استفاده می کنند که همگونی بیشتری با عقاید فلسفی و متافیزیکی بیماران دارد. بسیاری از بیماران به وحدت کامل روح، روان و بدن معتقدند، موضوعی که در طب جدید، چندان تعریف شده نیست. طب نوین بر اساس پارادایم علم بعد از رنسانس شکل گرفته است. کتاب «هاریسون» در طب داخلی که یکی از بهترین کتاب هایی است که من تاکنون مطالعه کرده ام، این پارادایم را به شکلی اعلاشرح می دهد. ما در این آموزه ها، هیچ گاه نمی توانیم این گونه استدلال کنیم که فلان روش درمانی درست و موثر است زیرا سبب هماهنگی بین روح و بدن می شود، بلکه طب نوین این گونه استدلال می کند که فلان روش درمانی درست است زیرا در مطالعه ای انجام شده که به صورت اصطلاحا «مورد- شاهدی» صورت گرفته است، دیده شده که اثر فلان دارو یا فلان روش درمانی در گروه بیماران نسبت به گروه کنترل به صورت معناداری بالاتر بوده است. متدولوژی طب نوین برای ذهنیت بسیاری از بیماران چندان قابل درک نیست. جملاتی همچون اینکه چرا شما پزشکان از داروهای گیاهی استفاده نمی کنید؟ یا دکتر من داروی شیمیایی استفاده نمی کنم، از جملات متداول بیماران است. جواب های ما، معمولابرای بیماران قانع کننده نیست. ما در پاسخ بیماران می گوییم که تا به حال اثربخشی این داروهای گیاهی از نظر علمی ثابت نشده است. آنچه ما می گوییم در واقع لزوم انجام مطالعه مورد-شاهدی است و آنچه بیماران می گویند همان وحدت روح و بدن از طریق استفاده از مواد طبیعی (گیاهی) است.
    این تحقیق برای من معنادار نمی شد مگر در سایه آموزه هایی که در باب انسان شناسی پزشکی از دوست دانشمندم دکتر «پیمان متین» کسب کردم. انسان شناسی پزشکی گرچه در جامعه ما مهجور و ناشناخته است، ولی اکنون به صورت روزافزونی در مهم ترین دانشگاه های پزشکی دنیا تدریس می شود. آنچه در بالاذکر شد، یکی از موضوعات مورد توجه انسان شناسی پزشکی است. با مطالعه این علم متوجه شدم که ما به جای طب نوین، نظام پزشکی کثرت گرا داریم و همه سیستم های پزشکی در تشکیل این نظام متکثر، نقش دارند و طب مدرن صرفا یکی از این نظام هاست. یکی از دلایل اصلی بقای چنین نظام های متنوعی، بی شک اقبال بیماران به این روش هاست. در واقع انسان شناسی پزشکی به ما نشان می دهد که تمایلات انسانی و نیز اعتقادات بیماران و چگونگی برخورد فرهنگ با بیماری تا چه میزان می تواند روند درمان را متاثر نماید. از سوی دیگر باید توجه داشت که طب های سنتی همچون طب اسلامی-ایرانی یا طب سنتی چینی یا آیورودا، چندین قرن ، پارادایم حاکم در عرصه پزشکی بوده اند و اگر کارایی نداشته و موثر نبودند، نمی توانستند با وجود این همه پیشرفت در عرصه علم پزشکی، دوام پیدا کنند. همه آنچه گفتم و بسیاری از موضوعات دیگر که در اینجا ناگفته باقی ماند، مرا به آنجا رساند که بررسی طب سنتی و به روزکردن آن، موضوع بسیار مهمی برای پزشکان ایرانی است. اما به اینجا که رسیدم، عملابا نظامی ازهم گسیخته روبه رو شدم که متاسفانه به دلیل سوءاستفاده، فقط بازارمکاره ای شده که عده ای سودجو که اطلاعی از طبابت و درد و آلام بیماران ندارند، با سرکیسه کردن بیماران، سبب بدنامی طب سنتی ما و حکیمانی می شوند که قرن ها فقط با فکر بهبود وضعیت سلامتی بیماران، این بنای عظیم طب سنتی اسلامی-ایرانی را بنا نهاده اند و باز اینجا بود که این بار البته از نگاهی دیگر به «ابن سینا» اندیشیدم.
    «ابن سینا» حلقه وصل طب سنتی با طب نوین است. در کتاب قانون «ابن سینا» به تعداد زیادی از مفاهیم نوین در موارد مختلفی همچون سردرد، التهاب عصب چشم و آگنوزیا برمی خوریم و از سوی دیگر این کتاب مملو از روش هایی وحدت گرا در برخورد با بیماری هاست. نمونه مشهور آن بیماری عشق است و اینکه چگونه عشق می تواند انسان را تا مرز نابودی پیش ببرد. او به معرفی بیمارانی می پردازد که چگونه عشق آنها را از تکلم و آب و غذا می اندازد و طبیب با گرفتن نبض او و عنوان کردن نام محله ها، کوچه ها، خانه ها و دختران ساکن در آن خانه، معشوقه فرد بیمار را پیدا کرده و با آوردن او بر سر بالین فرد، بیماری او را مداوا می کند. این بیماری و روش درمان آن، نمونه مشخصی است که نشان می دهد تفکرات یک بیمار چگونه می تواند بر روند درمان اثر بگذارد. به گمانم اگر نظامی که «ابن سینا» در به وجود آوردنش نقش بسیار مهمی را ایفا کرده، به روز شود می تواند، الگویی باشد برای تحول در نگاه پزشکان به مقوله بیمار و بیماری.
    درست است که از منظر تاریخی، حاذق بودن «ابن سینا» توسط کتاب قانون معرفی می شود اما به عنوان یک پزشک، مطمئنم که مهم ترین علت حضور بلامنازع «ابن سینا» طی قرن ها در عرصه پزشکی، اهتمامی بوده که او در التیام آلام بیماران داشته است. این دست توانای «ابن سینا» بوده که تا زمان حال و تا آینده های دور، نام او را پرآوازه نگه خواهد داشت.
          

 منبع: روزنامه شرق، ش 2094 تاریخ 1/6/93، ص7 (علم)نویسنده: عبدالرضا ناصرمقدسی*متخصص مغز و اعصاب، عضو هیات علمی مرکز تحقیقات «ام اس»